آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
552
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
طبيب دانا كسى بود ، كه بتواند بدقت امراض را معاينه كند و كتاب بسيار خوانده باشد « 1 » . بايستى اعضاء بدن و مفاصل را بشناسد و اطلاعاتى نيز راجع به ادويه داشته باشد ، محبوب و شيرينسخن باشد ، و با رنجوران از روى شكيبايى و مهربانى رفتار كند « 2 » . در اين كتاب صفات و خصال اطباى روح و اطباى جسم به تفصيل آمده است و از فرط اطناب مطلب تاريك و مبهم شده است . هر دو طبيب يعنى هم طبيب روح ، كه متعلق بفرقهء روحانيان است ، و هم پزشك بدن ، بايستى امتحانات لازم از مهارت و زبردستى خود داده باشند ، اما طبيب بدن بايستى قبلا در معالجهء يكنفر از كافران كامياب شده باشد ، تا بتواند بمعالجهء يك نفر مؤمن بپردازد . اگر با وجود اين سه نفر را عمل ميكرد و هر سه ميمردند ، مادام العمر اجازه طبابت به او نميدادند « 3 » . طبيب مجبور بود كه در موقع لزوم هر روز بعيادت مريض خود برود . در عوض بايستى به او غذاى خوب ميدادند ، و اسبى تندرو مىبخشيدند ، و منزلى عالى در قسمت مركزى شهر براى او تهيه ميكردند « 4 » . اما طبيب نبايستى پول را بسيار دوست بدارد . از لحاظ اخلاق و ديانت ، چندين نوع طبيب تشخيص داده ميشد : بهترين پزشك آنست ، كه اين شغل را محضا للّه و براى ثواب پيش گرفته باشد ؛ پس از او طبيبى بود كه هم بمال تعلق خاطر داشت هم به ثواب ، مشروط بر اينكه دلبستگى او به پول كمتر از تعلق او بمثوبات باشد ، فروتر از او طبيبى بود كه جز بمال دنيا به چيزى دلبستگى نداشت « 5 » .
--> ( 1 ) - ميتوان اين گونه هم ترجمه كرد . بتواند بسيار بخواند ( مراد از خواندن دعا است براى شفاى مريض ) . ( 2 ) - ايضا 19 - 16 . ( 3 ) - ايضا . همانجا فقره 31 بنا بدستور ونديداد ( فركرد 7 ، فقره 40 - 39 ) امتحان وقتى كامل خواهد بود ، كه سه تن از كفار را مورد عمل قرار داده باشند . ( 4 ) - ايضا ، فقره 33 - 32 . ( 5 ) - ايضا ، 34 .